حسن بيگلرى
188
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
و متغاير در صفت ( مانند حروف شجرى - نطعى - ذولقى - اسلى ) پهلوى هم واقع گردند اعم از آنكه در يك يا دو كلمه باشند ادغام آنها لازم است و آن را ادغام متجانسين گويند مثال : وَجَدْتُ ( يافتم ) - حَصَدْتُمْ ( درو كرديد ) - فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ ( پس چون گران بار شدند خداى را خواندند ) - إِذْ ظَلَمْتُمْ ( هنگاميكه ستم كرديد ) - قالَتْ طائِفَةٌ ( گروهى گفتند ) . امّا در دو كلمهء : يَلْهَثْ ذلِكَ ( سگ زبان ازدهان بيرون ميآورد آنست - آيهء 176 سورهء اعراف ) ابن كثير و ورش و هشام بدون ادغام خوانده و سايرين ادغام كردهاند . تبصره - در كلمات أَحَطْتُ ( احاطه كردم ) - فَرَّطْتُ ( افراط كردم ) - فَرَّطْتُمْ ( افراط كرديد ) - بَسَطْتَ ( گشودم ) و نظائر آن ، ادغام تام نبوده ناقص مىباشد زيرا « ط » داراى صفات جهر ، اطباق ، استعلاء و ضغط است و « ت » صفات خلاف آن را دارا مىباشد 3 - ادغام حروف متقارب : چنانچه دو حرف متقارب يعنى قريب المخرج يا قريب الصفت پهلوى هم واقع شوند اعم از آنكه در يك يا دو كلمه باشند ادغام آنها جايز است و آن را ادغام متقاربين نامند مگر مواردى كه در اثر ادغام ، تغييرى در معنى عارض و يا كلام ثقيل و از فصاحت خارج شود مثال : إِذْ تَأَذَّنَ ( هنگاميكه اعلام نمود ) - إِذْ دَخَلُوا ( زمانيكه داخل شدند ) - إِذْ صَرَفْنا ( هنگاميكه مكرر آورديم ) - إِذْ زَيَّنَ ( وقتى كه زينت داد ) - إِذْ جَعَلْنَا ( زمانيكه قرار داديم ) - قُلْ رَبِّي ( بگو پروردگار من ) - كانَتْ ظالِمَةً ( ستمگر بود ) - حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ ( سينههايشان تنگ شد ) - قَدْ جاءَ ( بتحقيق آمد ) - فَقَدْ ضَلَّ ( پس بتحقيق گمراه شد ) - فَقَدْ ظَلَمَ ( پس بتحقيق ستم كرد ) - لَقَدْ صَرَّفْنا ( هر آينه بتحقيق مكرر آورديم و بيان نموديم ) - لَبِثْتُمْ ( درنگ كرديد ) - لا تُزِغْ قُلُوبَنا ( دلهاى ما را بباطل مايل مكن ) . در مورد ادغام متقاربين اختلاف دارند ، دستهاى ادغام را جايز